شکاف تعهد و اجرا در سیاست اقلیمی ایالات متحده: تحلیلی حقوقی ـ داده‌ محور در پرتو پیمان پاریس و اصول عدالت اقلیمی
کد مقاله : 1190-IRANFHSCONF
نویسندگان
علیرضا فخاری *
کارآموز کانون وکلای دادگستری مرکز
چکیده مقاله
تغییر اقلیم از مهمترین مسائل حقوق بین‌الملل معاصر و کارآمدی رژیم اقلیمی جهانی وابسته به رفتار دولت‌های بزرگ منتشرکننده گازهای گلخانه‌ای است. ایالات متحده به دلیل سهم تاریخی بالا، ظرفیت اقتصادی و فناورانه گسترده، و نقش تعیین‌کننده در نظم اقلیمی جهانی جایگاهی ممتاز دارد. مسئله این پژوهش بررسی شکاف میان تعهدات اقلیمی اعلامی آمریکا و همسویی عملکرد اجرایی با آنهاست و پرسش اصلی آن است که ماهیت حقوقی این تعهدات ذیل کنوانسیون تغییر اقلیم و پیمان پاریس چیست، داده‌های عملکردی چه تصویری از تحقق آنها ارائه می‌کنند، و این شکاف در پرتو عدالت اقلیمی چگونه ارزیابی می‌شود.

این پژوهش با رویکرد آمیخته و روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی اسناد حقوقی رژیم اقلیم، مشارکت‌های ملی آمریکا، و گزارش‌های نهادهای معتبر ملی و بین‌المللی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد تعهدات اقلیمی آمریکا ذیل پیمان پاریس عمدتاً رفتاری، فرایندی و شفافیت‌محورند و عدم تحقق کامل اهداف عددی الزاماً نقض تعهد نتیجه نیست. با این حال، شکاف معناداری میان سطح تعهدات اعلامی و کفایت سیاست‌ها و ابزارهای اجرایی وجود دارد که محصول معماری نرم و غیرتنبیهی رژیم پاریس، شکنندگی پشتیبانی حقوقی-سیاسی داخلی، چندپارگی فدرالیسم، و مقاومت‌های اقتصاد سیاسی انرژی است. از منظر عدالت اقلیمی نیز ناپایداری اجرای این تعهدات پیامدهای توزیعی سنگینی برای کشورهای آسیب‌پذیر و نسل‌های آینده در پی دارد. نتیجه آنکه چالش اصلی نه اعلام تعهدات، که نهادینه‌سازی و تضمین پایداری اجرای آنهاست و تقویت پشتوانه تقنینی، نهادمندسازی پایش و پاسخگویی داخلی، ارتقای هماهنگی چندسطحی، و تقویت سازوکارهای شفافیت و ارزیابی بین‌المللی از مهمترین راهکارهای کاهش شکاف تعهد-اجرا به شمار می‌روند.
کلیدواژه ها
تغییر اقلیم؛ ایالات متحده آمریکا؛ پیمان پاریس؛ عدالت اقلیمی؛ حقوق بین‌الملل محیط زیست
وضعیت: پذیرفته شده